بهـ نامـ او
درستـ یکـ هفتهـ ی پیشـ
خانوادهـ ما در آخرینـ لحظاتـ بودنـ در خانهـ ی قبلی
هنگـ کردهـ بود
بابامـ بهـ پریز می گفتـ: فریزر
مامانممـ بی دلیل می خندید
منمـ کهـ منگـ بودمـ
خوبهـ کهـ همهـ چیز عوضـ شد
کاشـ منمـ عوضـ شمـ!!!
ϰ-†нêmê§ |